الشيخ محمد آصف المحسني

110

عجايب ومطالب (فارسى)

در ميان زبان شناسان جديد ، چامسكى متفكر سرشناس آمريكايى در دهه 1330 ش . نظريه تازه اى داير بر فطرى بودن زبان پيشنهاد كرد كه با همه نظريه هاى مرسوم در جامعه زبان شناسان و فيلسوفان زبان در تعارض بود . چامسكى با توجه به توانايى شگرف كودكان خردسال براى فراگيرى زبانهاى مختلف در سنين اوليه عمر بر اين نكته انگشت گذاشت كه صرف نظر از تنوع و تفاوت چشمگيرى كه در ميان زبانها و لهجه هاى اقوام مختلف در دنيا وجود دارد بايد يك نوع استعداد گرامرى و زبانى در ميان همه آدميان مشترك باشد و انسانها با استفاده از همين استعداد مشترك است كه قادرند در سنين پايين زبانهاى متعدد و مختلفى را به طور همزمان فراگيرند . به نوشته ماهانه علمى « ساينتيفيك امريكن » و نشريه تايمز ، تولد يك زبان تازه در ميان گروهى از كودكان ناشنوا در نيكاراگوا دليل تازه و قدرتمندى را در تأييد ديدگاه چامسكى كه هنوز نيز با مخالفت بسيارى از زبان شناسان روبروست فراهم آورده است . در نيكاراگوا ساندنيستها در يكى از نخستين اقدامات خود مدرسه اى براى كودكان ناشنوا تأسيس كردند اما معلمان اين مدرسه هيچ تجربه اى در الفبا و زبان مخصوص كودكان كرولال كه با كمك علائم ، تكلم مى كنند نداشتند . اين كودكان در مدت كوتاهى شروع به ابداع علائم خاصى به منظور تفهيم و تفاهم فيما بين كردند . شمار واژگان اين زبان علامتى در آغاز محدود بود و تكلم با آن به صورت شكسته بسته صورت مى گرفت اما اكنون بعد از گذشت شانزده سال اين زبان علامتى به صورت يك زبان تمام عيار درآمده و مطالعات دقيق زبان شناسى دانشگاه راجرز در خصوص ساختار اين زبان نشان داده كه